EN | FA

چرا نجات آب؟

بخش های بزرگی از کشور ما دارای اقلیم خشک و نیمه خشک است، به این معنا که بارندگی در آن ها به نسبت متوسط جهانی به نحو قابل توجهی کمتر است (در تصویر زیر، وضعیت آب و هوایی ایران به صورت کلان، نمایش داده شده است). متناسب با چنین وضعیتی، منابع آب سطحی، یعنی رودها، رودخانه ها و همچنین منابع آب زیرزمینی، که از طریق چاه، چشمه و قنات در اختیار ما قرار می گیرد؛ در طول سده های اخیر همیشه با محدودیت مواجه بوده است. این محدودیت ضمن آنکه تنگناهایی را پیش روی پیشینیان ما گذاشته اما مادر ابتکاراتی نظیر قنات و نظام های بهره برداری پایدار و هماهنگ با طبیعت هم بوده است. راهکار گذشتگان ما سازگاری با طبیعت و این محدودیت جدی در منابع بوده و در فرهنگ آنان نیز آب، از حرمت و جایگاه خاصی برخوردار بوده است که موجب می شده در استحصال و مصرف آب دقتی جدی داشته باشند.

وضعيت آب و هوايی ايران

این روند سازگاری و بهره برداری پایدار از منابع آب ادامه داشته است تا چند دهه قبل که تکنولوژی ها و دانش و فنونی نظیر حفر چاه های عمیق و احداث سدهای بزرگ وارد ایران شد و به طور موازی، نظام مالکیت و حاکمیت بر منابع آب نیز به نحو بنیادی دستخوش تغییرات ناشی از حرکت به سوی مدرنیته شد و از طرف دیگر جمعیت نیز با سرعت بسیار بالایی، افزایش پیدا کرد و سبک و سیاق زندگی نیز به سوی شهرنشینی و مصرف گرایی سوق پیدا کرد؛ مجموع این عوامل دست به دست هم داد تا تعادل تقریبا پایدار منابع و مصارف آب به هم بخورد. متاسفانه علیرغم آنکه هشدارهای ناشی از این به هم خوردن پایداری و تعادل توسط طبیعت داده شد؛ اما، به آن توجه نکردیم و به برداشت های بیشتر و بیشتر و بیشتر خود ادامه داده ایم تا امروز که با وضعیت بسیار پر تنشی در منابع مواجه شده ایم. در تصویر زیر، وضعیت تنش در منابع آب زیرزمینی در نقاط مختلف کشور قابل ملاحظه است.

وضعیت بهره برداری دشت های ممنوعه کشور تا پایان اسفند ۹۴

بر این اساس، مجموعه ای از عوامل باعث گردیده تا از وضعیت پایدار خارج شویم و در عمل، سطح مصارف خود را در بخش های کشاورزی، شرب و صنعت بسیار بیشتر از ظرفیت و پتانسیل طبیعت در بسیاری از نقاط کشور تعریف کرده ایم.

نمودارکاهش تجمعی حجم ذخیره استاتیک آب های زیرزمینی کشور

میزان بیشنیه نرخ فرونشست زمین به صورت سالانه در تعدادی از دشت های کشور

ادامه روند فعلی، بدون شک،امکان پذیر نیست و در صورتی که با هم افزایی و یک تصمیم خردمندانه جمعی و همگانی بدنبال نجات آب و در واقع نجات خودمان و تمدنمان نباشیم، در کمتر از چند دهه آینده، امکان زندگی در بسیاری از نقاط کشور از دست می رود و چه بسا شاهد مهاجرت های گسترده، تنش ها و درگیری های اجتماعی، اقتصادی و امنیتی باشیم و در نهایت آنچنان که برخی از مدیران و کارشناسان به آن اذعان دارند، شاهد نابودی تمدن در این گستره جغرافیایی باشیم.

چرا پیش از آنکه طبیعت ما را مجبور به تغییر کند، خودمان، دست به این تغییر برای “نجات آب” نزنیم؟!!

 

 

بازگشت به صفحه اصلی